یکشنبه ۱۸ اکتبر ۲۰۰۹

من انتخاب میکنم پس نباید باشم

اسلام گناهی هست که من قبل از بدنیا آمدن و بوسیله والدینم مرتکب اون شدم و اگه درمورد داشتن یا نداشتن اون بخوام تصمیم بگیرم مجازاتم مرگه. اگه بگم که از نظر من همه آدما یکی هستن نمیخام دنباله رو این حرف باشم که میگه (مسلمان باید با کافر بسیار سختگیر و با مومن رئوف باشد (فتح/29)) و (کسانیکه به عقاید اسلامی اعتقاد نداشته باشند از حیوانات پست ترند (فرقان/44)) پس نباید باشم .
اگه مادرم رو به اندازه پدرم دوست داشته باشم و به این حرف که ارزش جون یه زن نصف جون یه مرد هست و شهادت یه زن نصف شهادت یه مرد ارزش داره, اعتراض کنم و نخوام دنباله رو این عقیده باشم , پس حق زندگی ندارم.آخه چرا خونبهای مادر من از جریمه از بین بردن بیضه چپ پدرم کمتره؟؟
اگه بخوام شراب و عشق و حالی که تو بهشت وعده اش رو بهم میدن تو همین دنیا بهشون برسم و اصلا نخوام نقدو به نسیه بفروشم پس باید شلاق بخورم و غلط میکنم که نخوام برم بهشت. بابا من سرمایی هستم اصلا با گرمای جهنم حال میکنم شما چیکار به من دارین . من اگه نخوام تا یه آخوندی بره ویدئو بخره یا شطرنج یاد بگیره یا ورق باز بشه که اونوقت اینچیزا رو آزاد کنه و قبل از اون اینکارا رو انجام بدم و جریمه نشم کیو باید ببینم؟؟ آقاجون من اگه نخوام مسلمون باشم و زندگی خودمو بکنم و کرده هم نشم باید به دم کیو ببینم؟؟
مطلب را به دنباله بفرستید:

Donbaleh

0 نظرات: